ارزیابی نظر وزیر سابق بهداشت در رابطه با تعارض منافع - تخصص یا عدم تعارض منافع؟

آقای دکتر قاضی‌زاده هاشمی وزیر محترم بهداشت، در جریان نطق خود در بیان برنامه‌های وزرای پیشنهادی (25 تیر 95)، به سوال مکتوبی پاسخ قابل توجهی دادند که به برکت پخش زنده جلسات صحن مجلس، در دسترس ماست. در آن سوال از ایشان پیرامون تعارض منافع خود و نحوه مدیریت آن سوال شده بود که اینطور پاسخ فرمودند:

«در مورد تعارض منافع مطلبی را فرمودند که در اینجا هم آمده، معنایش این است که شما در بخش بهداشت و درمان یک مهندس بگذارید، در وزارت دادگستری یک پزشک بگذارید، در راه و ساختمان یک متخصص علوم سیاسی بگذارید و در وزارت امور خارجه به همچنین. مهم این است که شما دقت کنید که فساد اتفاق نیافتد. بالاخره شما وزارت راه و شهرسازی را باید بدهید دست یک مهندس راه و شهرسازی. علوم سیاسی یا صنعت را باید بدهید دست همان فرد. در همین مطالبی که مخالفین محترم فرمودند از شایسته‌سالاری اسم بردند. شایسته‌سالاری به معنای این هست که هر کسی در جای خودش با تخصص خودش.»

پاسخ ایشان چقدر صحیح و قابل قبول است؟

2 Likes

هم مقدمات استدلال ایشان درست است و هم نتیجه ای که از این مقدمات گرفته اند. ایراد پاسخ ایشان تشویش اذهان نسبت به سوال است که ایشان با جواب دادن به سوال دیگری، صورت مسئله را پاک کرده اند.
بحث بر سر این نیست که آیا برای وزارت صنعت یا هر وزارت خانه‌ی دیگری شخص آشنا به آن حوزه گمارده بشود یا نشود،‌ که البته جواب واضح است. سوال بر این است چگونه از مقدمات فساد و رانت در آن زمینه جلوگیری کرد.
اساسا اگر کسی که هیچگونه منفعتی در حوزه‌ی خاصی ندارد و در آن جایگاه قرار بگیرد، احتمال فساد از نوع تعارض منافع و رانت کم است ولی احتمال بروز فساد از نوع عدم کارآیی وجود دارد.
شاید هم پیش فرض ایشان این باشد که اگر ذی نعفی در جایگاه مقررات گذاری همان حوزه قرار بگیرد،‌ فسادی رخ نخواهد داد! به همین جهت با این موضوع مخالفت میکنند.
راه حل: Blind Trust

1 Like

پاسخ آقای مرتب به نظرم خوب بود. صرفا برای تکمیل اشاره کنم که ایشون نوعی مغالطه به کار بردند که باید اسم مغالطه رو از دکتر خندان، صاحب مغالطات جویا شوید :grin:
برای واضح‌تر شدن بحث، اقای هاشمی مالک بیمارستان خصوصی نور هستند. انحصار واردات بخشی از کالاهای چشم‌پزشکی را دارند. نه تنها در ایران بلکه شنیده شده در کشورهای حاشیه خلیج هم بیمارستان خصوصی دارند یا در حال احداث هستند و مواردی از این دست.
این مسئله‌ی تعارض منافع است. هرچند طبابت کردن هم می‌تواند گونه‌ای از تعارض منافع را ایجاد کند ولی فعلا محل بحث اصلی در تعارض منافع بین مالکیت و سهام‌داری در بخش خصوصی و داشتن مسئولیت در بخش عمومی است که ایشان به این مسئله پاسخ ندادند و برای خود یک پهلوان پنبه ساختند و آن پهلوان پنبه را شکست دادند!
در حالت ایده‌آل یک سیاست‌گذار باید به مثابه یک قاضی باشد که فقط یک شغل دارد امّا ایشون نه تنها مشاغل متعدد همزمان در انواع بخش‌های دولتی و خصوصی را دارند بلکه مالک و سهام‌دار در بخش خصوصی نیز هستند.

2 Likes

نوشته‌ی آقای بوذرجمهری @bande :

:black_square_button: پاسخی به پاسخ وزیر بهداشت درباره‌ی #تعارض_منافع

:large_orange_diamond: دکتر قاضی‌زاده #هاشمی وزیر محترم بهداشت، در جریان نطق خود در بیان برنامه‌های وزرای پیشنهادی ⁣در مجلس شورای اسلامی (25 تیر 96)، به سؤال مکتوبی پیرامون تعارض منافع خود و نحوه مدیریت آن اینطور پاسخ فرمودند:

:large_orange_diamond: «در مورد تعارض منافع مطلبی را فرمودند که در اینجا هم آمده، معنایش این است که شما در بخش بهداشت و درمان یک مهندس بگذارید، در وزارت دادگستری یک #پزشک بگذارید، در راه و ساختمان یک متخصص علوم سیاسی بگذارید و در وزارت امور خارجه به همچنین. مهم این است که شما دقت کنید که فساد اتفاق نیافتد. بالاخره شما وزارت راه و شهرسازی را باید بدهید دست یک مهندس راه و شهرسازی. علوم سیاسی یا صنعت را باید بدهید دست همان فرد. در همین مطالبی که مخالفین محترم فرمودند از شایسته‌سالاری اسم بردند. شایسته‌سالاری به معنای این هست که هر کسی در جای خودش با تخصص خودش.»

:red_circle: با وجود گذشت چندین ماه از این پرسش و پاسخ همچنان به نظر می‌رسد نیاز به بررسی برخی جزئیات و جوانب این موضوع احساس می‌شود. وزیر محترم در این پاسخ تعارض منافع را اینطور معنا کرده‌اند: «معنایش این است که شما در بخش بهداشت و درمان یک مهندس بگذارید». در صورتی که این تعریف از تعارض منافع به وضوح غلط است. بحث بر سر این نیست که آیا برای هر مسئولیتی باید شخص آشنا به آن حوزه گمارده بشود یا نشود،‌ که البته جواب واضح است. بدیهی است کسی باید برای مسئولیتی انتخاب شود که با آن حوزه آشنایی کافی داشته باشد. :round_pushpin:به پاسخ وزیر بهداشت در دانش شریف «منطق»، مغالطه‌ی پهلوان‌پنبه یا مغالطه‌ی حمله به مرد پوشالی (Straw man) (مغالطه پهلوان‌پنبه - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد) گفته می‌شود. در این #مغالطه، شخص مدعایی را که قدرت نقد آن را ندارد، کنار می‌گذارد؛ یک مدعای سست و ضعیف را که توانایی نقد آن را دارد، به طرف مقابل خود نسبت می‌دهد و به جای رد کردن مدعای اصلی، به رد کردن این مدعای ضعیف می‌پردازد.:round_pushpin: علت این نامگذاری آن است که شخص به جای مبارزه با پهلوان اصلی، پهلوان‌پنبه‌ای می‌سازد و آن را بر زمین می‌زند (منبع: کتاب #مغالطات، تألیف دکتر سید علی‌اصغر خندان، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی). برای روشن شدن معنای اصلی تعارض منافع و دلایل غلط بودن پاسخ وزیر بهداشت به دو نکته پرداخته می‌شود:

1⃣ سوال درباره‌ی این است که آیا شخصی که مسئولیتی در بخش دولتی دارد، باید بتواند همزمان #شغل_مرتبط در #بخش_خصوصی داشته باشد یا خیر؟ در ادبیات جهانی، تعارض منافع (Conflict of Interests) عمدتاً به موقعیتی اشاره دارد که یک مسئول بخش دولتی همزمان شغل مرتبطی در بخش خصوصی داشته باشد که بتواند بر تصمیمات وی در بخش دولتی تأثیر بگذارد.

2⃣ نکته‌ی دوم درباره #مالکیت یا #سهام‌داری مسئولین دولتی در #بخش_خصوصی است. طبیعی است افرادی که مالکیت یا سهام بخش خصوصی را دارند اگر در دولت یا بخش عمومی حضور داشته باشند تمایل دارند منافع خود را در بخش خصوصی حداکثر نمایند. بنابراین مالکیت یا سهام‌داری در بخش خصوصی خود موقعیت دیگری از تعارض منافع است که می‌تواند #قضاوت بی‌طرفانه‌ی سیاست‌گذاران را تحت تأثیر قرار دهد.

:white_check_mark: در این مجال به همین دو نکته اکتفا می‌شود که در پاسخ وزیر محترم به نمایندگان مجلس وجود نداشته است. متأسفانه بسیاری از مسئولین دولتی هم در بخش خصوصی شغل دارند و هم مالکیت شرکت‌ها و بیمارستان‌های خصوصی را در اختیار دارند. :round_pushpin:صحنه‌ی سیاست صحنه‌ی چانه‌زنی صاحبان قدرت و ذی‌نفعان مختلف است و سیاست‌گذار همچون یک قاضی باید منصفانه بین بازیگران مختلف قضاوت کرده، عدالت را رعایت کند و جانب حق را بگیرد. اگر سیاست‌گذار خود جزء یکی از بازیگران باشد آیا آنگاه قضاوت منصفانه‌ی وی محل خدشه نخواهد بود؟ سیاست‌گذار نیز همچون یک قاضی نباید همزمان چندین شغل و چندین کسب و کار مرتبط با قضاوت خویش داشته باشد. :round_pushpin:متأسفانه این امر بدیهی در سپهر سیاست امروز کشور مغفول است.⁣

3 Likes

تعارض منافع در تعرفه گذاری سازمان نظام پزشکی

یکی از ایراداتی که در جلسات بحث پیرامون «تعارض منافع» به طور مکرر از ما گرفته می شود، مربوط به تعارض وظایف و درآمد سازمان نظام پزشکی در تعرفه گذاری خدمات پزشکی است. وقتی که مثال تعرفه گذاری خدمات پزشکی از سوی سازمان نظام پزشکی را مطرح می کنیم، معمولا این ایراد گرفته می شود که چه کسی بهتر از پزشک می تواند درباره ی صنف خودش تصمیم بگیرد. این ایراد، بارها و بارها به انحای مختلف مطرح شده است. آیا این ایراد وارد است، یا خیر؟‌ اگر وارد نیست،‌ چه استدلال های منطقی ای در ردّ آن می توان ارائه کرد؟
برخی از استدلال های منطقی که قابل طرح هستند به شرح زیر است:

استدلال اول
یک انسان در طول زندگی خودش، ممکن است به مدت 70 سال با یک کالبد، روان و در یک جامعه زندگی کند. آیا این به این معنا است که کالبد، روان و جامعه ی خودش را بهتر از پزشک، روانشناس و جامعه شناس می شناسد؟ آیا نزدیکی به سوژه، دال بر آگاهی تام نسبت به آن است؟ اگر یک انسان عادی با پیشرفته ترین میکروسکوپ به یک سلول بدن خودش نگاه کند، چه میزان دانش نسبت به آن کسب خواهد کرد در مقایسه با یک زیست شناس؟ این استدلال به این معنا است که نزدیکی به یک سوژه دال بر آگاهی تام نسبت به آن نیست. بنابراین نزدیکی یک پزشک به صنف خود ، الزاما به این معنا نیست که آن پزشک تمام مسائل حوزه ی خود را بیشتر از یک متخصص «مدیریت حوزه پزشکی» که اتفاقا پزشک هم نیست، می شناسد.

استدلال دوم
در تعارض وظایف و درآمد، میزان آگاهی و نزدیکی به مسئله حائز اهمیت نیست، بلکه موازنه ی منافع مهم است. آیا در تعرفه گذاری خدمات پزشکی، بخش عمومی جامعه،‌دارای نماینده است یا خیر؟ پزشکان تنها بخش کوچکی از منتفع شوندگان از تصمیمات نظام پزشکی هستند، اتفاقا بخش اعظم عموم جامعه است که فاقد نماینده است. همین مسئله این نظام را در موقعیت تعارض منافع قرار می گیرد. اگر تصمیمات اتخاذ شده در نظام پزشکی، صرفاً پزشکان را هدف قرار می داد، موقعیت تعارض منافع نبود. اما در حالی که بخش اعظم بهره مندان از خدمات پزشکی نیز از این تصمیمات منتفع یا متضرر می شوند، حضور صرفِ نمایندگان پزشکان بدون حضور نمایندگان عموم مردم، تعارض منافع است. یک آپارتمان 100 واحدی را در نظر بگیرید. اگر اعضای یک واحد،‌ گردهم جمع شوند و در مورد بستن با بازگذاشتن پنجره خانه خودشان تصمیم گیری کنند، چون تمام ذی نفعان حاضر هستند، موقعیت تعارض منافع نیست. اما اگر اعضای یک خانه، در یک اتاق دور هم جمع شوند و در مورد بازماندن یا بستن در ورودی مجتمع تصمیم گیری کنند، موقعیت تعارض منافع است. مثال نظام پزشکی نیز به نظر شبیه این مثال است.

2 Likes

یکی از نکانی که در این خصوص وجود داره اینه که مسئله تعیین تعرفه اصلا بحث تخصصی در خصوص پزشکی نیست که پزشکان در این زمینه صاحب نظر باشند. پزشکان یکی از ذی نفعان موضوع هستند. موضوع تعرفه بحث چند بعدی است و ابعاد حقوقی، سیاسی،‌ اجتماعی، اقتصادی و … داره که باید به طور جامع بهش پرداخته بشه. اینکه “چه کسی بهتر از پزشکان در این زمینه صاحب نظر هستند” موضوع بی ربط و به نظرم نوعی مغالطه است.

1 Like

آیا سایر ذی نفعان به جز پزشکان هم در تعیین تعرفه در سیستم فعلی تعیین تعرفه دخیل هستند؟ @bande

الان کار اصلی تعرفه‌گذاری رو شورای عالی بیمه و تعرفه سلامت انجام میده که شورایی متشکل از نمایندگان سازمانهای مختلف مثل وزارت بهداشت، نظام پزشکی، بیمه‌ها و … است.
با این حال وزنه اصلی اعضای این شورا هم معمولاً به سمت پزشکان میچربه.
اینکه یک نفر باید دانش تخصصی برای تعرفه‌گذاری سلامت داشته باشه منطقیه ولی لزومی نداره حتماً خودش هم طبابت کنه. اینهمه پزشک هستن که توی بخشهای اداری هستن و طبابت نمیکنن. اینها هم دانش تخصصی دارن و هم ذی‌نفع نیستن.

2 Likes