مبانی دینی مرتبط با تعارض منافع

شکل مشاوره

همان‌طوری که در اسلام، درباره‌ مشورت‌کردن دستور مؤکّد داده شده، به افرادی که مورد مشورت قرار می‌گیرند نیز تاکید شده که از *هیچ‌گونه خیرخواهی‌ای فروگذار نکنند و خیانت در مشورت یکی از گناهان بزرگ محسوب می‌شود، حتی این حکم درباره‌ غیر مسلمانان نیز ثابت است، یعنی اگر انسان، پیشنهاد مشورت را از غیر مسلمانی بپذیرد، حق ندارد در مشورت نسبت به او خیانت کند و غیر از آنچه تشخیص می‌دهد به او اظهار نماید.
در رساله‌ حقوق که از امام سجاد (علیه‌السّلام) نقل شده چنین آمده: «وَحَقُّ الْمُسْتَشیرِانْ عَلِمْتَ لَهُ رَاْیاً اَشَرْتَ عَلَیْهِ وَ اِنْ لَمْ تَعْلَمْ اَرْشَدْتَهُ اِلی مَنْ یَعْلَمُ وَ حَقُّ الْمُشیرِ عَلَیْکَ اَنْ لا تَتَّهِمَهُ فیما لا یُوافِقُکَ مِنْ رَاْیِهِ فَاِنْ وافَقَکَ حَمِدْتَ اللهَ؛
حق کسی که از تو طلب مشورت می‌کند این است که اگر عقیده و نظری داری در اختیار او بگذاری و اگر درباره‌ آن کار چیزی نمی‌دانی او را به کسی راهنمایی کنی که می‌داند و اما حق کسی که مشاور تو است، این است که که در آنچه که با تو موافق نیست، او را متهم نسازی پس اگر با تو موافق بود، شکر خدای گویی.»
و از امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) نقل شده: «مَنْ غَشَّ الْمُسْلِمینَ فی مَشْوَرَةٍ فَقَدْ بَرِئْتُ مِنْهُ؛
[۷۱]
کسی که در مشورت به مسلمانان خیانت کند پس به حقیقت من از او بیزارم.»
و نیز از امام صادق (علیه‌السّلام) نقل شده: «مَنِ اسْتَشارَ اَخاهُ فَلَمْ یَنْصَحْهُ مَحْضَ الرَّاْیِ سَلَبَهُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ رَاْیَهُ؛
[۷۲]
کسی که مشورت کند با برادر خویش و او خیر و حقیقت را به او نگوید، خداوند رای و درک او را می‌گیرد.»

عدم نصح یا خیانت در مشورت نشان می دهد که مشورت یکی از موقعیت های تعارض منافع یا فساد است.

شکل هدیه

سؤال : حکم استفاده از هدایایی را که مشاوران، پیمانکاران و … به واسطه جایگاه شغلی و دولتی، به مدیران دولتی و شرکت‌ها می‎دهند، بیان فرمایید و آیا ناچیز بودن هدیه (مانند سررسید، کارت تبریک، شکلات و ….) موجب تفاوت در حکم است؟

پاسخ آیت الله العظمی سیدعلی خامنه ای: به‌ طور كلى هديه در محيط كار و از جانب ارباب رجوع، يكى از خطرناک‌ترین چيزها است و هر ‏چه بيشتر از آن اجتناب كنيد به صرفه دنيا و آخرت شما خواهد بود، فقط در يك ‏صورت دريافت آن جايز است و آن اين است كه هديه دهنده با اصرار زياد و با ‏امتناع مأمور از قبول، بالأخره به نحوى آن را اهدا كند آن هم بعد از انجام كار و ‏بدون مذاكره و حتى توقّع قبلى.

پاسخ آیت الله العظمی مکارم شیرازی: اگر جنبه رشوه داشته باشد حرام است و اگر جنبه رشوه نداشته باشد، بلکه هديه اي بدون چشمداشت هرگونه کار خلافي بوده باشد مانعي ندارد، ولي بايد خلاف مقررات مؤسسه اي که در آن کار می‌کند نباشد.

پاسخ آیت الله العظمی نوری همدانی: به مقتضای قوانین عمل شود.

پاسخ آیت‌الله العظمی وحید خراسانی: هديه اگر براى تطميع و وادار كردن گيرنده هديه به تخلّف از قانون يا شرع باشد، مثل اينكه بخواهد حق ديگران را تضييع نمايد گرفتن آن جايز نيست و در صورتى كه براى تسهيل در امر هديه دهنده باشد، خلاف اخلاق ايمانى است و اگر براى تشويق زيردستان از طرف كارفرما است مانعى ندارد.

منبع:
http://old.alef.ir/vdcdfo0xsyt0ss6.2a2y.html?234313

2 پسندیده

اهمیت اصلاح دولت نسبت به اصلاح جامعه
به عبارت دیگر؛ تقدم دولت اسلامی بر جامعه اسلامی

خطبه 216 نهج البلاغه:

وَ أَعْظَمُ مَا افْتَرَضَ سُبْحَانَهُ مِنْ تِلْكَ الْحُقُوقِ حَقُّ الْوَالِي عَلَى الرَّعِيَّةِ وَ حَقُّ الرَّعِيَّةِ عَلَى الْوَالِي فَرِيضَةٌ فَرَضَهَا اللَّهُ سُبْحَانَهُ لِكُلٍّ عَلَى كُلٍّ فَجَعَلَهَا نِظَاماً لِأُلْفَتِهِمْ وَ عِزّاً لِدِينِهِمْ فَلَيْسَتْ تَصْلُحُ الرَّعِيَّةُ إِلَّا بِصَلَاحِ الْوُلَاةِ وَ لَا تَصْلُحُ الْوُلَاةُ إِلَّا بِاسْتِقَامَةِ الرَّعِيَّةِ فَإِذَا أَدَّتْ الرَّعِيَّةُ إِلَى الْوَالِي حَقَّهُ وَ أَدَّى الْوَالِي إِلَيْهَا حَقَّهَا عَزَّ الْحَقُّ بَيْنَهُمْ وَ قَامَتْ مَنَاهِجُ الدِّينِ وَ اعْتَدَلَتْ مَعَالِمُ الْعَدْلِ وَ جَرَتْ عَلَى أَذْلَالِهَا 2965 السُّنَنُ‏ 2966 فَصَلَحَ بِذَلِكَ الزَّمَانُ وَ طُمِعَ فِي بَقَاءِ الدَّوْلَةِ وَ يَئِسَتْ مَطَامِعُ الْأَعْدَاءِ. 92 وَ إِذَا غَلَبَتِ الرَّعِيَّةُ وَالِيَهَا أَوْ أَجْحَفَ‏ 2967 الْوَالِي بِرَعِيَّتِهِ اخْتَلَفَتْ هُنَالِكَ‏ الْكَلِمَةُ وَ ظَهَرَتْ مَعَالِمُ الْجَوْرِ وَ كَثُرَ الْإِدْغَالُ‏ 2968 فِي الدِّينِ وَ تُرِكَتْ مَحَاجُّ السُّنَنِ‏ 2969 فَعُمِلَ بِالْهَوَى وَ عُطِّلَتِ الْأَحْكَامُ وَ كَثُرَتْ عِلَلُ النُّفُوس‏
نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص: 334

و در ميان حقوق الهى، بزرگ‏ترين حق، حق رهبر بر مردم و حق مردم بر رهبر است، حق واجبى كه خداى سبحان، بر هر دو گروه لازم شمرد، و آن را عامل پايدارى پيوند ملّت و رهبر، و عزّت دين قرار داد. پس رعيّت اصلاح نمى‏شود جز آن كه زمامداران اصلاح گردند، و زمامداران اصلاح نمى‏شوند جز با درستكارى رعيّت.

و آنگاه كه مردم حق رهبرى را اداء كنند، و زمامدار حق مردم را بپردازد، حق در آن جامعه عزّت يابد، و راه‏هاى دين پديدار و نشانه‏هاى عدالت بر قرار، و سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پايدار گردد، پس روزگار اصلاح شود و مردم در تداوم حكومت اميدوار و دشمن در آرزوهايش مأيوس مى‏گردد.

امّا اگر مردم بر حكومت چيره شوند، يا زمامدار بر رعيّت ستم كند، وحدت كلمه از بين مى‏رود، نشانه‏هاى ستم آشكار، و نيرنگ بازى در دين فراوان مى‏گردد، و راه گسترده سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم متروك، هوا پرستى فراوان، احكام دين تعطيل، و بيمارى‏هاى دل فراوان شود.

3 پسندیده

در ادامه همین بحث احادیث زیر جالب توجه اند:

  • وَ قَالَ ع‏ النَّاسُ‏ بِأُمَرَائِهِمْ‏ أَشْبَهُ‏ مِنْهُمْ‏ بِآبَائِهِمْ‏.(تحف العقول)
    مردم به حاکمانشان شباهت بیشتری دارند تا پدرانشان.
  • الناس‏ على‏ دين‏ ملوكهم‏(البته این حدیث نیست و یه جورایی ضرب المثلی است که بزرگان دین بدان اشاره داشته اند)

ایجاد عدالت در جامعه موانع گوناگونی دارد، یکی از آنها تعارض منافع است. آیات زیر به خوبی به مانعیت تعارض منافع در راستای تحقق این آرمان بلند اجتماعی و هدف اصلی ارسال رسل اشاره می کند.

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ ۖ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَىٰ أَلَّا تَعْدِلُوا ۚ
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَىٰ أَنْفُسِكُمْ أَوِ الْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ ۚ

2 پسندیده

قاعده دفع ضرر احتمالی و لزوم مدیریت تعارض منافع

قاعده دفع ضرر محتمل، از قواعد عقلی است که مضمون آن حکم عقل به دفع ضرر محتمل و یا مظنون است؛ بنابراین اگر انسان درباره چیزي احتمال ضرر بدهد، از نظر عقل، دفع آن ضرر محتمل واجب است. این قاعده در مباحث مختلف اصولی، همچون بحث حجیت مطلق ظن کاربرد دارد. در بحث حجیت مطلق ظن استدلال می شود: ظنّ به حکم شرعی، با ظن به ضرر ملازم است و دفع ضرر مظنون از نظر عقل واجب است، درنتیجه عمل به ظن واجب است. در بحث احتیاط نیز یکی از ادله عقلی که براي وجوب احتیاط به آن استناد ،می شود همین قاعده است؛ به این بیان که مبناي اصل احتیاط، حکم عقل به دفع ضرر محتمل است؛ یعنی عقل به لزوم دفع ضرر محتمل حکم میکند، و هرگاه در مورد ترك یا انجام کاري، احتمال ضرر باشد، عقل به احتیاط حکم می یعنی کند در جایی که احتمال ضرر وجود دارد عقل، دفع آن ضرر را ،می داندواجب میاین که یا گوید اگر در یک موردي احتمال ضرر وجود دارد اقدام بر آن قبیح است )خویی، 1417ه. ،ق ج 2/215؛ شیخ انصاري، 1419ه. ،ق ج 2/179؛ ،نائینی ،1365ج 3/215؛ ،آخوند خراسانی 1412ه. ص،ق 309؛ حسینی روحانی، 1416ه. ،ق ج
4/322نراقی، ؛ 1417ه. ،ق ص .(41.

برای مطالعه بیشتر:

http://wikifeqh.ir/قاعده_دفع_ضرر_محتمل
https://rch.ac.ir/article/Details/9610
20130318133003-9797-23.pdf (177.1 کیلوبایت)

3 پسندیده

برخی احادیث حاکمیتی:

تاج الملك‏ عدله.

زين الملك‏ العدل.

من ملك‏ إستاثر.(استئثار برعکس ایثار است یعنی زیاده خواهی)

عدم قبول شهادت آنکه در معرض سوء ظن است
یعنی تعارض منافع دارد…

3282- در حديث ديگرى (ظاهرا از سماعه است) امام صادق عليه السّلام فرمود: شهادت و گواهى «مريب» آنكه مورد شكّ باشد مثل: غلام نسبت به اربابش، و نيز سائل بكف نسبت به بذل‏ كننده ‏اش يا دشمن نسبت به دشمنش يا دافع مغرم مانند شهادت كسى كه اگر جرم ثابت شود او هم بايد غرامت بدهد مثلا شهود بگويند كه جنايت روز پنج شنبه اتفاق افتاده است و عاقله (كسانى كه بايد خونبهاى قتل خطا را بپردازند) شهادت دهند كه در روز جمعه بوده است كه اين موجب شود دفع غرامت از عاقله بنمايد و نيز شهادت اجيران و خدمتكاران و بندگان نسبت به‏ صاحبانشان.

(اينها در موارديست كه جاى سوء ظن‏ باشد و إلّا در عدم سوء ظن‏ و بودن يقين براستى آنها مى‏ توان ترتيب اثر داد) و شهادت شريك بر له شريكش، و شخص متهم و شاگرد يا نوكر نسبت به استاد يا اربابش، و شهادت ميگسار و شطرنج باز و نرد باز و شهادت هر كس كه با نوعى قمار سر و كار دارد. پس هيچ يك از اينها شهادتشان مورد قبول نيست چون مورد ترديد هستند.

ترجمه من لا يحضره الفقيه، ج‏4، ص: 53

2 پسندیده

اعتماد اولیه غیر عقلانی است

َ الطُّمَأْنِينَةُ قَبْلَ الْخِبْرَةِ ضِدُّ الْحَزْم‏ ( تحف العقول، النص، ص: 91)

اطمينان پيش از امتحان خلاف احتياط است‏.

عدم مدیریت تعارض منافع مسئولین معمولا با بهانه اعتماد داشتن به آنها صورت می گیرد. این کار تاکنون پیامدهای ناگواری داشته است و پس از این هم همین طور خواهد بود.
امام علی علیه السلام می فرمایند چنین اعتماد داشتنی غیر عقلایی و خلاف احتیاط است.

2 پسندیده

جالبه این مطلب رو هم از مرحوم امام خمینی ببینید:

تحریرالوسیله، جلد4، صفحه83:
گرفتن و دادن رشوه اگر براى اين باشد كه به خاطر آن براى رشوه دهنده به باطل حكم نمايد حرام است، ولى اگر رسيدن به حقش، متوقف بر آن باشد، براى رشوه دهنده جايز است، اما براى گيرنده آن حرام مى‏‌باشد.

1 پسندیده

5 پسندیده

در این مقاله، استناداتی از قرآن کریم، احادیث، مباحث فقهی و سیره علما وجود دارد که نشان از وجود و اهمیت موضوع تعارض منافع و مدیریت آن در دین مبین اسلام دارد. تقریبا کاملترین کاری به نظر میرسد که تا کنون در زمینه مبانی دینی تعارض منافع انجام شده است.

2 پسندیده

این آیه مرتبط با موقعیت تعارض منافع و ضرورت مدیریت آن دلالت واضحی دارد:

قُلْ إِنْ كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّىٰ يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ ۗ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ

(ای رسول ما امت را) بگو که اگر شما پدران و پسران و برادران و زنان و خویشاوندان خود و اموالی که جمع آورده‌اید و مال‌التجاره‌ای که از کسادی آن بیمناکید و منازلی را که به آن دل خوش داشته‌اید بیش از خدا و رسول و جهاد در راه او دوست می‌دارید منتظر باشید تا خدا امر خود را جاری سازد (و اسلام را بر کفر غالب و فاتح گرداند و شما دنیاطلبان بدکار از فعل خود پشیمان و زیانکار شوید) و خدا فسّاق و بدکاران را هدایت نخواهد کرد.

توبه - 24